شير على خان لودى

243

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

كجايى اى هوس مزدور دنيا * به ذوق جان كنى مسرور دنيا چه كورى اين قدر در چاهت افكند * كه بهر ديگران جان بايدت كند نمودت فرصت عمر شرار است * نفس تا مىكشى آيينه تار است عجائب دريا اگرچه حقيقت بحر نامعلوم است و علم كس بدان محيط نشده ، چه حضرت امير المؤمنين روايت كند از پيغمبر ( ص ) كه فرمود إنّ اللّه - تعالى - خلق فى الأرض ألف امّة ستّمائة منها فى البحر و أربعمائة فى البرّ . امّا مجملى از آن جمله كه به نظر انسان درآمده و در كتب مسطور گشته بر سبيل انتخاب ياد كنيم ، و العهدة على الرّواة : در عجايب المخلوقات نوشته كه در بحر حيوانيست كه از دريا بيرون مىآيد و در صحرا چرا مىكند ، از دهانش آتش مىجهد ، چنان كه حوالى چراگاه بسوزد . و هم در آنجا آمده كه در عهد واثق ، خليفهء عبّاسى ، شخصى به شكار دريا رفت ، [ ماهيى ] 164 بزرگ در دام افتاد ، چون شكم او را پاره كردند زنى صاحب جمال برآمد با پيراهنى ، شلوارى هم از پوست آدمى تا زانوى وى ، هر دو دست بر روى مىزد و نوحه مىكرد و موى مىكند ، بعد از زمانى بمرد . در مسالك الممالك گويد در بحر هند [ ماهيى ] باشد ، طولش بيست گز و در شكم آن [ ماهيى ] ديگر و در آن ماهى نيز [ ماهيى ] ديگر همچنين تا چهار ماهى در شكم يكديگر مىباشد . و هم در آن بحر نوعى سنگ‌پشت مىباشد بيست گز و زاينده بود و شير دهد و از پوست او ساحل‌نشينان سپر مىسازند به غايت مستحكم مىشود . و گويند در بحر ماهيى باشد بر هيئت شتر كه مىزايد و شير مىدهد . و در عجايب المخلوقات گويد در بحر هند سرطانيست تا در آب است از گوشت بود و چون برآرند سنگ شود . و هم در آنجا مذكور است كه وقتى [ ماهيى ] به دام پادشاهى افتاد كه از پشت او زنى تا كمر برآمده بود در غايت حسن و جمال با مويهاى دراز ، و ليكن چون ماهى بمرد ، او نيز گذشت . و در تاريخ روضة الصّفا مذكور است كه نوبتى سليمان ( ع ) خواست كه تمامى مخلوقات را ضيافت كند ، بفرمود تا اقسام خوردنى مهيّا نمايند ، پس ديوان به گرد عالم درآمدند و در مدّت دو ماه از حبوبات و غير ذلك توده‌ها برابر كوه برآوردند . روزى سليمان ( ع ) بر لب دريايى كه اين ذخيره گرد آمده بود ، بعد از اداء دوگانه مناجات كرد كه : الهى مخلوقات را در ضيافت‌خانهء من حاضر ساز . فى الحال دريا به جنبش آمد و جانورى عظيم‌الجثّه از آنجا سر برآورد و دهن